مترجم سایت

English Arabic Bulgarian Chinese (Traditional) French German Hindi Italian Japanese Korean Norwegian Polish Portuguese Russian Spanish Swedish Turkish Persian

شهدای بهائی ایران

ابوالفضائل گلپایگانی

نویسندگان و کتب امری

حدیث العلم سبعه و عشرون حرفا
ابوالفضائل گلپایگانی - رسائل

رساله ای که در شرح حديث « العلم سبعة و عشرون حرفاً» در جواب آقا سيّد اسد الله گندم پاک كن مرقوم فرموده:

 

بسم الله ذی العزّ و الجلال

 

پس از اداى حمد و ثنا در ساحت كبريا و عرض شكر و سپاس در محضر اقدس سلطان ملكوت اسماء المتجلّی بطراز العبوديّة فی عالم الانشاء لله ربّ الارض و السّماء، خدمت زائر آستان مبارک، جناب آقا سيّد اسدالله، ايده الله تعالى على ما فيه عزّه و كرامته و وفّقه على ما به ارتقائه و سعادته، عرض مى شود كه در خصوص حديث شريف حضرت صادق عليه السّلام كه در كتاب مستطاب ايقان عزّ نزول يافته است وعين حديث اينست: « العلم سبعة و عشرون حرفاً فجميع ماجائت به الرّسل حرفان و لم يعرف النّاس حتّى اليوم غير الحرفين فاذا قام قائمنا اخرج الخمسة و العشرين حرفاً»، يعنى علم بيست و هفت حرف است، پس جميع آنچه پيغمبران به آن آمده اند (يعنى اظهار فرموده اند) دو حرف است، و مردم ندانسته اند تا امروز غير دو حرف را، پس چون قائم ما قيام فرماید بیست و پنج حرف ديگر را ظاهر نمايد و بيرون آورد. اين خلاصه ی ترجمه ی كلام امام عليه السّلام است. و فرموديد كه جناب نايب رضا قلی خان، ايده الله تعالى على خدمة امره فی ظلّ لواء عهده، خواهش داشتند كه آن جناب از محضر اقدس حضرت مولى الورى، ارواح المقرّبين له الفداء، تفسير حديث شريف را رجا نمايد، ولى چون شما اشغال شاغله واعمال محيطه ی حضرت مولى العالمين را به رأى العين ملاحظه نموده ايد تجاسر به عرض ننموده و از اين عبد ضعيف تفسير حديث شريف را خواهش فرموده ايد. اگرچه اين عبد را امراض عديده علاوه از حاضر نبودن كتب لازمه ی حديثيّه مانع است كه از عهده ی شرح و تفسير حديث مبارک كما ينبغى برآيد،  مع ذلک امر آن جناب را اطاعت می نمايد و تفسير حديث را على سبيل الاختصار معروض می دارد، و بالجمله مقصود امام عليه السّلام از اين عبارت بيان اعظميّت يوم اخير است از ايّام ظهورات ماضيّه من جميع الجهات و چون اعظم اسباب ترقّى امم علوم و معارف است آن حضرت وسعت دائره ی علم را ميزان اثبات اعظميّت يوم ظهور قائم موعود مقرّر فرمود و به اين بيان لطيف اهل فؤاد را مستبشر نمود كه انوار شمس حقيقت در آن روز فيروز بيست و پنج درجه از ايّام گذشته بيشتر افاضه می شود و امطار رحمت از سمای عنايت از زمان پبغمبران سابق افزون تر نازل گردد، چنانچه اگر اهل بينش و بصارت در آثار اين ظهور اعظم و آثار ظهورات ماضیّه منصفانه نظر نمایند بر اعظمیّت ظهور مبارک و صدق حديث شريف شهادت دهند و به شكر و سپاس الهى در ورود يوم موعود قيام كنند و اين معنى در احاديث كثيره از ائمّه ی هدى عليهم اطيب التّحية و الثّنا، وارد شده است، ولكن هجوم امراض مزمنه ی متعدّده و لزوم اطاعت امر اقدس در اتمام ردّ اعتراضات نفوس غافله اكنون مانع از بسط كلام است. در اين مقام اگر عنايات محيطه ی بديعه ی حضرت مولى الورى عبدالبهاء و بهاء من فی ملكوت الانشاء مساعده فرمايد. اين سخن را ترجمه ی پهناورى گفته آيد در مقام ديگرى و از جمله احاديث دالّه بر اين معنى حديث ديگر است كه نيز در كتاب ايقان نقلاً عن كتاب العوالم تأليف الشّيخ عبدالله بن نورالله البحرينی عزّ نزول يافته است كه امام عليه السّلام فرمود: « لكلّ علم سبعون وجهاً ليس بين النّاس الّا واحد و اذا قام القائم يبث باقی الوجوه بين النّاس»، يعنى هر علمى را هفتاد وجه است و بين ناس نيست جز يک وجه آن و چون قائم قيام فرمايد باقى وجوه آن را در ميان مردم نشر دهد و بگسترد و هم از جمله احاديث دالّه بر اين معنى اين حديث شريف است كه در باب سير و احوال حضرت موعود از مجلّد غيبت بحارالانوار وارد شده است كه حمران از حضرت ابى جعفر عليه السّلام روايت نموده است كه آن حضرت فرمود: « كانّی بدينكم هذا لایزال مولياً يفحص بدمه ثم لايردّه عليكم الّا رجل منّا اهل البيت فيعطيكم فی السّنة عطائين و يرزقكم في الشّهر رزقين و تؤتون الحكمة فی زمانه حتّى انّ المرئه لتقضی فی بيتها بكتاب الله و سنة رسول الله.»

اگرچه در هر شطر اين حديث شريف بحرى از علم مكنون است كه كشفش مرهون به وقت و فرصت است ولى خلاصه ی ترجمه ی آن اينست كه می فرمايد كانّه مى بينم كه اين دين شما پيوسته پشت می دهد و در خون خود دست و پا می زند، پس از آن برنمی گرداند به سوى شما آن را مگر مردى از اهل البيت كه هر سالى دو بار به شما عطا می دهد و در هر ماهى دو مرتبه رزق به شما عطا می فرمايد و در زمان ظهور او حکمت و دانش بر شما نازل می شود، چندان كه زن در خانه ی خود به كتاب خداوند و روش و سنّت فرستاده ی او حكم می نماید، و مأخذ جميع اين احاديث صحيحه و اخبار وارده در وسعت دائره ی علوم و معارف آيه ی مباركه ی « و اشرقت الارض بنور ربّها» ست كه در سوره ی مباركه ی زمر عزّ نزول يافته است و صريح است در اينكه در يوم منتهى كه معبّر است به ايّام الله، روى زمين از نور حضرت ربّ العالمين روشن و مُشرق گردد، و اين نكته بر اهل نظر معلوم است كه مقصود خداوند تبارک و تعالى روشنى روى زمين به ضيا و نور آفتاب ظاهر نيست، چه از بدو خلقت هر بيست و چهار ساعت روى ارض به انوار آفتاب ظاهر مُشرق و منوّر شود اختصاص به يوم موعود ندارد، بل مقصود نور مُشرق ساطع از شمس حقيقت يعنى  مظهر امر حضرت ربّ العزّه است و آن نور علم و ضيای معرفت و سطوع پرتو عدل و امنيّت و لمعان فنون و شئون مدنيّت و انسانيّت حقيقيّه ی غير مشوبه به ظلمت جهالت و دنائت است كه جز از سمای الوهیّت نازل نشود و جز از مظهر امرالله ساطع نگردد و غير اين اشعه ی مباركه عالم را از ظلمات همجيّت و مصائب قتل و غارت و رذائل توحّش و شرارت نرهاند.

ملاحظه فرما اكنون تقریباً از یوم ظهور نقطه ی اولى الى يوم اشراق آفتاب جمال اقدس ابهى، الى يوم مبارک تجلّى شمس عهد و اشراق ميثاق سنى اسنى، هفتاد سال است كه قلم الهى متحرّک است و امطار تعليمات ربّانيّه هاطل و منهمر و اين واضح است كه اين آثار مباركه امطار سماويّه است كه موجب نضرت و طراوت عالم انسانى گردد و موجد سرسبزى زهور و رياحين فضائل و مناقب آدميّت شود، بطون مخزونه آیات کتب مقدسه از آن ظاهر آيد و صدق ظواهر آيات فرقانى که جهل اهل عمائم موجب شکوک عامّه گشته بود ظاهر وهويدا گردد، آداب حسنه تأسیس یابد و قوانين عادله مؤسّس شود، عقايد باطله ی موهومه ی مخترعه زوال گيرد و به جاى آن عقايد صحيحه ی منطبقه على العقل الصّحيح و الذّوق السّليم ثبوت و رسوخ يابد، و خلاصة القول جهان از مشرق تا مغرب طراز جديد جويد و علوم و معارف تمام كره ی ارض را احاطه نمايد. روان بيدل شاد باد كه فرمود:

يا رب جهات امكان لبريز خرّمى باد                  زين نشاَه ی مقدّس زين نفخه ی مفخّم

و اگر اهل نظر در آثار نازله از قلم قِدم دراين هفتاد سال تدبّر فرمايند كه مانند اوراق شكوفه و ازهار در فصل بهار از هبوب نسيم اسحار در كافّه ی اقطار منثور و از حدّ قياس و موازنه با آثار ساير انبيا عليهم السّلام غير ميسور است بل فقط در خطب و الواح و اجوبه و محاضرات حضرت مولى العالمين در اين مسافرت به اقطار واسعه ی اروپا و آمريكا كه در مجامع و محافل و كنائس و مدارس به خواهش و رجاى اكابر فلاسفه و حكما و قسوس و زعما از قلم و لسان اقدس سمت نزول و ظهور يافت، تدبّر كنند و با آثار سلف قياس نمايند، نه فرق فيمابين دو حرف و بيست و پنج حرف ظاهر شود و يا قياس واحد و سبعين واضح گردد، بل فرق فيمابين نقاط رذاذ خفيف و هطول امطار وابل جلوه نمايد و با تفاوت فيمابين تراوش سرچشمه ی كوچک و تموّج و هيجان بحر متلاطم زخّار در انظار و ابصار تجلّى فرمايد، چنان كه با اينكه اين سفر مبارک تقريباً دو سال زياده امتداد نيافت مجلّدات عديده از بيانات مباركه به السنه ی فارسيّه وعربيّه و انگليسيّه و فرانسويّه منتشر و مطبوع گشته است و درجمیع ممالک شایع و ضایع شده است و اين بيانات قدسيّه نه به تفكّر و رويّه و يا به فرصت و تعمّق ظاهر می شد، حاشا و كلّا، بل فی كلّ الاحوال برسبيل بداهت و ارتجال و فوريّت و قدرت و استقلال نازل می گشت. زیرا زائرين و وافدين مجال و وقت فراغت و استراحت و تفكّر و تعمّق در مسائل براى وجود اقدس باقى نمی گذاشتند و در هر حین چه از ایران و هند و سایر بلاد فرنگستان و آمريكا نفوس محترمه ی عديده از ممالک بعيده وارد می شدند و رجاى مشرّف شدن می نمودند و حلم و رأفت مطلع امرالله هم البتّه مانع بود كه آنها را محروم نمايد و به تعلّل وتساهل بگذارند. اين بود كه نه صبح و نه ظهر و نه عصر و نه شام مجال راحت براى وجود عليل نحيف آن مظهر رأفت و رحمت باقى می ماند تا وقت تفكّر بيابند و فرصت تعمّق و تدبّر بجويند و هريک از بزرگان هم که مشرّف می شدند و يا در مجامع طالب نطق وخطابه می گشتند از مسائل غامضه ی لاهوتيّه و يا معضلات مطالب دينيّه و يا دقايق كيفيّت رفع مصائب هيأت جامعه ی انسانيّه سؤال می نمودند و جواب مى شنيدند و غالب آنها سرشار و مستبشر رجعت مي نمودند و اقلّ قليلى كه عادتاً مذعن نمی شدند ساكت و مقهور و غيرقادر بر رد و ايراد مشهود می گشتند و اكثرى كه مذعن و مستبشر مراجعت می نمودند شرح مشهودات خود را در مجلّات علمیّه و يا جرائد مهمّه با رسم و شمايل و تاريخ ايّام حيات اقدس مطبوع و منتشر مي داشتند و معنى آيه ی « يوم نبعث فی كلّ امة شهيداً عليهم من انفسهم» را كه در سوره ی مباركه ی نحل نازل شده است واضح وآشكار می نمودند، ذلک فضل الله يؤتيه من يشاء و الله واسع عليم. اين آثار ظاهره ی مكشوفه ی ظهور اعظم ابهى است كه عرض شد و اثباتش براى هركس سهل و آسان است. امّا آثار باطنيّه ی اين ظهور اعظم ابهى كه در عوالم مادّيّه ظاهر شده، تفاوت آن نيز با آثار باطنيّه ی ظهورات ماضيّه كالشّمس فی وسط السّماء واضح و هويداست، زيرا آثار ظاهره از طلوع شموس هدى مانند اثرات بارزه از شمس سما دو قسم است، قسمتى آنست كه عموم ناس آن را ادراک مى نمايند، و قسم ديگر آنست که جز نفوس بالغه از ادراک آن عاجزند. مثلاً انوار فائضه از شمس سما را هر بصرى می بيند ولكن تأثيرات خفيّه ی آن را در بسط و نشر ذرّات حبّه در بطون مواليد ثلثه و غيرها جز نفوس عالمه ی نبيهه ادراک ننمايد، كذلک آثار بيانيّه ی مظاهر امرالله را همه كس مى بيند ولكن از ادراک تأثير ظهورشان در عالم كون و تغييرات حاصله در عوالم مادّيّه و نشر معارف راجعه به آن عاجزند و از رؤيت آن قاصر. اين از جمله مسلّميّات فلاسفه است كه ظهورات حضرت كليم و مسيح وخاتم الانبيا عليهم التّحية والثّناء، موجب تغييرات كلّيّه ی ممالک بل كره ی ارض گرديد و ظهورشان عالم را صورت جديده بخشيد و علوم مادّيّه را ازدياد و وسعت حاصل گرديد، و چون بر اين مقدّمه ی دقيقه كه ناچار به اختصار عرض شد اطّلاع حاصل فرمود، معروض می دارم كه آغاز تأسيس بشريّت الى ورود يوم الله و الظّهور الاعظم لازال معارف و علوم مادّيّه كه راجع به عمار عالم جسمانى است از قبيل علوم فلسفيّه و رياضيّه و ادبيّه و غيرها و فروع آن از صنايع و فنون و مهن در قوم مخصوص و مملكت مخصوصه محصور بود و سايرين از آن بى بهره بودند و در حالات جهل و استعباد زندگی می نمودند. مثلاً وقتى ممالک هند كه مطلع ديانت برهميّه است مشرق انوار علوم و فضائل و مركز انتشار فنون و صنايع بود و السنه ی اروبيّه از لسان سنسكريت كه يكى از شعب لسان آرى است تولّد نمود و مدنيّت از آن قوم برومانيان سرايت فرمود و ساير قطعات عالم از قطعات اروپا و آسيا و آفريقا و غیرها گمنام و ساقط المقام بودند و در حالت جهالت و همجيّت زندگی مي نمودند و زمانى ممالک وادالنّيل مركز جليل علوم و معارف بود و شكر فنون و صنايع مصر دل از اهل عالم می ربود و نداى صولت فراعنه اركان ساير ممالک را مرتعش مي نمود، و هنگامی كشور ايران در شهنشاهى دولت عظيمه ی كيان در فنون علوم و معارف نوربخش جهان بود و ابراهيم زردشت از اين كشور سامى قيام فرمود و ساير ممالک عالم در ظلّ عبوديّت اين دولت زندگانی مي نمودند و به اتبّاع آنان افتخار می كردند وهكذا وقتى امّت آشور و وقتى امّت كلدان نامور بودند و اهل بابل و نينوا افاضه ی علم و فن به عالم می نمودند، تا اينكه نوبت به يونان رسيد و علوم و فنون فلاسفه ی آن ملک و فتوحات اسكندر كبير به ممالک عظيمه بالغ گرديد و از بزرگواری يونان ديرى نگذشت كه نفحات وحى او ملک حجاز ساطع شده و مملكت عربيّه و ديانت اسلاميّه تأسيس يافت و اشعه ی علوم و معارف به سعى خلفاى شام و عراق و مصر و اندلس نصف كره ی ارض را منوّر نمود و فتوحات عرب ممالک و دول عظيمه را خاضع و مطيع ساخت. از دولت اسلام نيز قرونى چند بيش نگذشت كه اشعه ی علوم و فنون فرنگستان ساطع و آفتاب علم و مدنيّت از مغرب طالع و از ساير ممالک بالكل متوارى و غارب گشت، رايت قدرت و شوكت دول غربيّه ارتفاع يافت و آيت مدنيّت مادّيّه باهر و قاهر شد و جهل و استعباد درساير بلاد شيوع وعموميّت پذيرفت، هكذا جرت الامور فيما مضى من الدهور. و بالجمله اين حال انحصار علوم بود در احقاب ماضيّه و دهور غابره كه در غايت اختصار عرض شد. امّا در اين قرن انور اكرم و ميعاد اقدس اعظم كه قرن طلوع آفتاب هدى و يوم ظهور جمال اقدس ابهى عزّ اسمه الاعلى است، ملاحظه فرما كه چگونه نشر علوم عموميّت يافته و رايات تعميم فنون بر كافّه ی ممالک خافق گشته است به نوعی كه نه فقط امم قديمه از قبيل اهل هند و چين و ترک و تاتار و از غرب يونان و صرب و بلغار و امثالها به اهتزاز آمده و در نشر و تعميم معارف به يد قوم خود ساعى گشته اند، بل ممالک همجيّه و امم وحشيّه از قبيل عبيد سودان و بربرستان و مجاهل آفريک و آمريک و امثالها همه به هوش آمده و در فتح مدارس و تأسيس مجالس و نشر فضائل و بثّ معارف قيام و اقدام نموده اند، به نوعى كه خالى از مبالغه مي توان گفت كه جميع ساكنين كره ی ارض با وجود اختلافات من جميع الجهات در لزوم نشر علوم متفّق الرّأى و متّحد الكلمه گشته اند و اين از اعظم براهين طلوع شمس حقيقت است و اتمّ دلائل ورود ايام الله و قيام ساعت، و اين نكته در نبوات و بشارات كتب سماويّه ی عتيقه نيز وارد و نازل گشته است. مثلاً ملاحظه فرما در اصحاح دوازدهم سفر دانيال نبى 4 كه مورّخاً مبشّر به ورود یوم المنتهی و قیام جمال اقدس ابهى و خلاصى آل اسرائيل و ذرّيّه ی حضرت خليل از ذلّت كبرى و مصائب عظمى است بر حسب ترجمه ی عربيّه ی مشكواه مطبوعه در دارالعلوم آكسفورد در سنه ی 1890 ميلادى پس از بشارت به قيام مظهر امرالله در عدد چهارم آن می فرمايد: « و اما انت يا دانيال فاخف الكلام و اختم السّفر الى وقت النّهاية كثيرون يتصفّحونه و المعرفة تزداد» و در عدد دهم آن می فرمايد: « كثيرون يتطهرون و يبيضون و يمحّصون امّا الاشرار فيفعلون شرّاً ولایفهم احد الاشرار لكنّ الفاهمون يفهمون»، يعنى امّا تو اى دانيال كلام را پنهان كن و كتاب را تا ورود يوم منتهى مهر كن و مختوم فرما و وقتى كه بسيارى از آن جستجو نمايند و تصفّح كنند و معرفت و دانش بسيار گردد، بسيارى پاک و روى سفيد و خالص خواهند شد، امّا اشرار و بدكاران به شرارت اشتغال جويند و لذا از فهم و ادراک آن محروم گردند، ولكن اهل فهم و دانش به فهميدن و ادراک آن فائز شوند انتهى، و از اين قبيل عبارات در صحف انبيا عليهم السّلام بسيار است ولكن نظر به لزوم اشتغال بما هو اوجب و اهمّ و هو اطاعة امر حضرت مولى العالم از استيفاى كلام دراين مقام معذرت مي طلبم و رجاى سماح مي نمايم و خلاصة القول  اينست که بعضى معناى حديث شريف در تمثيل بعبارت بيست و هفت حرف كه اين عبد جسارت به عرض نمود و انطباق آن را بر مجارى امور در اين ظهور معلوم داشت، ولى يا حبيبى العزيز جاى حيرت است كه با اينكه ارادة الله و قضائه مطّلع سه نيّر مُشرق بازغ ساطع النّور كه ورود ايّام الله به آن منصوص و در صحف سماويّه مقرّر و مسطور است افق منير ايران واقع شد و زلال علوم و معارف سماويّه كه مورد حيات حقيقيّه و مصدر قوّت و قدرت الهيّه است از آن ارض مينونشان جريان يافت، هنوز اكثرى اهالى آن مملكت در ظلمت بُعد واقف و قائمند ودر مَفازه ی وهم و غفلت سرگردان و عطشان و هائم، با آنكه خاتم انبيا عليه و آله اطيب التّحية و الثّناء در مواضع عديده اهل اسلام را خاطر نشان فرموده اند كه مطلع انوار علم و دين و ايمان در آخر الزّمان كشور ايران خواهد بود و آفتاب امر جديد و زندگى جاويد از اين افق منير طلوع خواهد فرمود و اين نكته در احاديث صحيحه كه در تفسير آيات كريمه ی قرآن مجيد در كتب معتبره ی اهل تشيّع و اهل تسنّن دارد شده منصوص و مصرّح است و من به ذكر اصل احاديث مباركه من دون ترجمه اين مقاله را به انجام می برم و از تطويل و تفصيل معذرت می طلبم.

امّا احاديث ائمّه ی اهل البيت عليهم السّلام در تفسير صافى از مجمع البيان طبرسى قدّس سره روايت می فرمايد:

« لمّا نزلت فی سورة النّساء و ان يشاء يذهبكم و يأتي بآخرين ضرب النّبي يده على ظهر سلمان و قال هم قوم هذا» و اين حديث را ياقوت در ترجمه ی لفظ فارس در كتاب جغرافى خود، معجم البلدان، نيز روايت نموده است، يعنى سنّى و شيعى هر دو در روايت اين حديث اتّفاق نموده اند و حديث مشهور كه در صحيح بخارى مأثور است كمتر كسى است ازاهل علم كه آن را نشنيده باشد حيث قال الرّسول عليه السّلام: « لو كان العلم في الثّريا لتناولته ايدی رجال من فارس» و در كتاب مصابيح السّنه كه جامع احاديث صحاح ستّه است و در باب جامع المناقب به سند صحيح وارد است: انّ الرّسول الله صلّى الله عليه و آله تلى هذه الآية من سورة محمّد ان تتولوا يستبدل قوماً غيركم ثمّ لايكونوا امثالكم و قالوا يا رسول الله من هؤلاء الّذين ان تولينا استبد لوابنا ثمّ لايكونوا امثالنا فضرب على فخذ سلمان الفارسی ثمّ قال: هذا و قومه و لو كان الّذين عند الثّريا لتناوله رجال من الفرس و قال صاحب مصابيح السّنة في هذا الباب ايضاً مسنداً الى راوی الخبر انّه قال كنّا جلوساً عند النّبي صلّى الله عليه و سلّم اذ نزلت سورة الجمعه فلمّا نزلت هذه الآية و آخرين منهم لما يلحقوا بهم قالوا من هؤلاء يا رسول الله فوضع النّبیّ يده على سلمان ثمّ قال: لو كان الايمان بالثّريا لنا له رجال من هؤلاء. انتهی

در اين مقام كلام را به انجام می برم و بيدار شدن ايرانيان را از اين كابوس ثقيل از پيشگاه حضرت ربّ جليل مسألت می نمايم. در يوم 19 شهر رمضان المبارک سنه ی 1331 هجریّه در ضواحى مدينه ی اسكندريّه ابوالفضل قلمى نمود.

 

منبع: رسائل و رقائم جناب میرزا ابوالفضائل گلپایگانی نوشتۀ روح الله مهرابخانی صفحۀ 29

دانلود با فرمت PDF