مترجم سایت

English Arabic Bulgarian Chinese (Traditional) French German Hindi Italian Japanese Korean Norwegian Polish Portuguese Russian Spanish Swedish Turkish Persian

شهدای بهائی ایران

ابوالفضائل گلپایگانی

حیدرعلی اصفهانی

نویسندگان و کتب امری

کیقیت شرفیابی به حضور حضرت عبدالبهاء
ابوالفضائل گلپایگانی - رسائل

بسم ربّنا الاقدس الابهی

روحی لحضرتک الفداء، مبارک شبی و خجسته دمی افضل از لیلة القدر، لا، بل انور از فجر، سلامٌ هی حتّی مطلع الفجر. در حالتی که نسیم بحر از جانب مغرب در هبوب و نور قمر از سمت شرق در تلألؤ و سطوع بود، حضرت مولی الوری المشرق من سماء ارادة ربّنا الابهی، سرالله الاکرم و غصن الله الاعظم و حجّته القائمة بین الامم جعل الله الافئدة و القلوب کنائز ولائه و الارواح و النّفوس منجذبة بندائه، این عبد را در سطح بیت مبارک به حضور باهرالنّور احضار فرمود و به بیانات روح بخش مخاطب داشت. حلاوت خطاب ندانم چه بود و نتوانم نگاشت که چه اثر نمود، لطافت بیان به اندازه ی قدس جنان و قوّت لسان است، بالغ خبیر داند که باران بهار با اشجار چه کند و نسیم سحر با ازهار چه گوید. از جمله فرمودند که به حضرت ادیب بنویس که به نصّ کتاب مستطاب اقدس باید جمیع دوستان ایران اطاعت اوامر اعلی حضرت اقدس شهریاری را از فرائض دینیّه ی خود شمرند و حبّ دولت را اهمّ مقاصد خود شناسند و همواره مزید عزّت و شوکت و صحّت و سلامت وجود اقدس همایونی را در غایت خلوص نیّت و صدق طویَّت از درگاه حضرت احدیّت مسألت نمایند؛ چه نزد عاقل بصیر روشن است که قوّت دولت و شوکت سلطنت و ثروت و آسایش رعیّت موقوف به همین نکته است که عموم افراد اهالی یک ملک، اطاعت پادشاه خود را واجب دانند تا دولت متبوعه به اوج عزّت رسد و ثروت رعیّت افزون شود و ملک آباد گردد و بلاد آسایش پذیرد. ملاحظه فرمایید که در ازمنه ی سابقه که مردم ایران پادشاهان خود را واجب الاطاعه می دانستند چگونه دولت ایران، اعظم دول عالم محسوب شد و قوّت سلطنت و ثروت رعیّت چگونه به رتبه ی علیا بلوغ یافت، چندان که عظمت دولت قدیم ایران الی یومنا هذا در تمام جهان مشهور است و مآثر جلیله ی آن قرن در جمیع صحف مسطور و بالعکس در این قرون اخیره چون جماعت شیعیان اطاعت پادشاهان را واجب ندانستند و دولت را دولت جائره شمردند و اکابر ملک را ظلمه نامیدند، ارکان مملکت متزعزع شد و قوّت دولت روی به ضعف و سستی نهاد و ثروت رعیّت کم شد و فقر و پریشانی اهالی قوّت گرفت و ذلّت و هوان ایران مشهود و مسلّم عموم جهانیان گشت. بناءً علی هذا باید عموم احباب فواید کلّیّه ی عظیمه ی حکم کتاب را در اطاعت دولت بدانند و حکم محکم کتاب اقدس را که فرموده است « لیس لاحد ان یعترض علی الّذین یحکمون علی العباد» سبب نجاح و فلاح خود شناسند و آسایش بلاد و رفاه عباد و قوّت دولت و ثروت رعیّت و رضای حضرت احدیّت را در این نکته محصور یابند، شاید به عون الله و تأییداته خللی که از جهّال ملل سایره روی داده به صدق نیّت این فئه تدارک شود و این نیّت مقدّسه سبب نجاح مردم ایران گردد و چنانچه حکومت های محلّیّه وقتی تعرّض نمایند البتّه مبنی بر حکمتی و مفید فایدتی باشد بلکه گاهی تعرّض حکومت موجب حفظ و صون اخیار از هجوم و تعدّی اشرار گردد، چنانکه در واقعه ی سبزوار و اردبیل مشهود گشت که اگر حکومت آن بیچارگان را از دست ملّاها نگرفته بود منتهی به چه مقدار اذیّت و آزار می شد، شاید وقتی به سبب اکاذیب و مفتریاتی که فتنه جویان به عرض حکومت محلّیّه رسانند اولیای حکومت بر حسب تکلیف خود در مقام تفتیش و تحقیق برآیند و متعرّض احباب گردند باید دوستان در این مواقع مضطرب نشوند و به حکم خطاب مستطاب « لاتصغّروا قدر من یعدل بینکم من الامراء» از ظهور عدل امرا مأیوس نباشند و اعزاز امرا را عین اعزاز دولت شناسند. البتّه حفظ و مراقبت و توجّه و مرحمت اعلی حضرت اقدس همایونی مانع خواهد شد که ظلمی واقع شود و سبب تضییع اموال و نفوس بی گناهی گردد، چنانکه در واقعه ی جناب مستطاب آقا میرزا محمود فروغی مشاهده نمودید و مراقبت نفس نفیس همایونی را در حفظ مظلومین مشهود دیدید. لذا دوستان باید قدر این عنایات و توجّهات را بدانند و به صدق دل و نیّت خالصه مطیع اوامر دولت باشند و ید رجا به درگاه حضرت واهب العطاء و ملیک من فی الارض و السّماء برآرند و در غایت رجا معروض دارند که پاک پروردگارا، رحیما، مقتدرا، قدیما، قلوب به شطرعنایت تو متوجّه است و ابصار به وجه منیر تو ناظر و دست رجا به سمای عطای تو مرتفع، نسیم عنایتت افسردگان را انبساط و خرّمی بخشد و امطار رحمت واسعه ات پژمردگان را نضرت و طراوت عطا فرماید. به قدرت غالبه و عنایات غیبیّه ات وجود اقدس شهریاری را حفظ فرما و مآثرعدل همایونی را که اقوی سبب بسط ملک و دوام دولت و قدرت و قوّت سلطنت است افزون فرما، اغنام متفرّقه ی ایران را در ظلّ راعی عدل حضرت سلطان مجموع و مرفّه دار و قوائم سریر آن ملک کبیر را بر مقرّ وثیق عدل راسخ و محکم نما. انّک انت واهب العطاء و معطی الملک لمن تشاء و مالک ازمة الامورفی الآخرة و الاولی.

زیاده چه عرض شود ان شاءالله حسب الامر احباب را به همین اخلاق که سجیه ی روحانیین و شیمه ی خالصین و منقطعین است متذکّر خواهید داشت و به آنچه سبب ترقّی و نجاح و فلاح ابنای وطن است راهنمایی خواهید فرمود. پیوسته نسیم عنایت از مهبّ عزّت و مجدت بر آن حضرت در هبوب و مرور باد. فی ذی القعده سنه ی 1311- ابوالفضل.

 

منبع: رسائل و رقائم جناب میرزا ابوالفضائل گلپایگانی نوشتۀ روح الله مهرابخانی صفحۀ 222

دانلود با فرمت PDF