علیمراد داوودی
ابوالقاسم فیضی
رحمت الله مهاجر
شهدای بهائی ایران
ابوالفضائل گلپایگانی
حیدرعلی اصفهانی
مری ماکسول (روحیه خانم)
نویسندگان و کتب امری
| حبیب الله تحقیقی |
| شهدای ایران - شرح حال |
|
« از جور زاغان گلخن جفا مترسیم و از چنگال تیز جغدان بی حیا نهراسیم، چه اگر سینه درند مرهم فوز به ملکوت ابهی موجود و اگر خونخوار ستمگرند فوز و فلاح جبروت اعلی مشهود و اگر لانه و کاشانه ضبط و خراب نمایند الحمدالله آشیانه در سدرة المنتهی محقّق و مثبوت. پس از چه ترسیم و از چه اذیّتی بهراسیم.» عبدالبهاء عبّاس جناب حبیب الله تحقیقی فرزند جناب حسین و خانم سلطان تحقیقی در آبان ماه ۱۳۰۶ شمسی در شهر یزد متولّد شد. خانواده ی تحقیقی به اهواز منتقل شدند و حبیب الله دوران ابتدایی و متوسّطه را در آن شهر به پایان رساند و وارد دانشکده ی نفت آبادان گردید. پس از اختتام دوره ی دانشگاه، چون محصّلی نمونه و شایسته بود از طرف شرکت نفت برای یک دوره ی تخصّصی به مدّت دو سال به انگلستان اعزام گردید و پس از مراجعت در پالایشگاه آبادان مشغول به کار شد. در سال ۱۳۳۶ در طهران با دوشیزه منیژه هویدایی ازدواج نمود و حاصل این ازدواج دو فرزند ذکور به نام های سیروس و کوروس است که در آمریکا ساکن هستند. حبیب الله در سال ۱۳۴۶ از طرف شرکت نفت به پالایشگاه شهر ری نزدیک طهران و پس از ده سال خدمت در سال ۱۳۵۶ برای به کار انداختن پالایشگاه تبریز به آن شهر بلاانگیز منتقل شد. چون همیشه در وظایفش کوشا بود باعث تعجّب و حسد حاسدین قرار می گرفت تا آنجا که بعد از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ چند بار تهمت جاسوسی به او وارد آمد. چون مورد احترام رؤسا بود و او را خوب می شناختند تهمت ها مؤثّر واقع نشد، تا آنکه به عضویت محفل مقدّس تبریز انتخاب گردید. چون همسر او هم عضو و منشی همین محفل بود، لهذا پاسداران اسلامی به خانه اش وارد شدند و آنچه بتوان نام بر آن گذاشت با خود بردند. بعضی از دوستان خواهش کردند که از شهر خارج شود ولی او با تبسّمی که همواره بر لب داشت پاسخ داد که هرچه خدا بخواهد و اراده ی الهی باشد همان واقع خواهد شد. در نوروز ۱۳۶۰ از کار بازنشسته شد و به طهران برای ایّام نوروز به اتّفاق همسر سفر نمود و پس از بازگشت در منزل شخصی دستگیر شد. جناب حبیب الله تحقیقی دو ماه در تبریز در زندان انفرادی به سر برد و ممنوع الملاقات بود و کسی از وی خبری نداشت. پدر و مادر از طهران به قصد ملاقات عازم تبریز شدند. مقامات زندان گفتند که خانمش باید به اینجا بیاید و هر دو باهم محاکمه شوند. ناچار والدین با قلبی آکنده از غم و اندوه به طهران مراجعت نمودند. در اواسط تیر ماه همان سال اطّلاع یافتند که جناب تحقیقی به زندان عمومی منتقل شده اند و امکان ملاقات ایشان هست. والدین، او را در زندان ملاقات کردند و روحیه ی او را بسیار قوی یافتند. از سخنانش واضح بود که راضی به رضای الهی است. صبح روز هفتم مرداد ماه از تبریز به طهران اطّلاع داده شد که شب قبل پس از یک سری محاکمات در دادگاه انقلاب اسلامی، جناب حبیب الله تحقیقی محکوم به مرگ شده و حکم در باره ی او اجرا گردیده است. همسر مهربانش با نهایت قوّت قلب و با ایمان کامل این واقعه را تحمّل نمود. می گفت: « من منتظر این واقعه بودم و افتخار می کنم که حبیب الله عاقبت به خیر شد و تاجی بر سر نهاد که در زندگی نصیب همه کس نمی شود.» مأخذ: دارالانشای بیت العدل اعظم الهی. پروازها و یادگارها، صفحه ۸۲، تألیف ماه مهر گلستانه.
|