مترجم سایت

English Arabic Bulgarian Chinese (Traditional) French German Hindi Italian Japanese Korean Norwegian Polish Portuguese Russian Spanish Swedish Turkish Persian

شهدای بهائی ایران

ابوالفضائل گلپایگانی

نویسندگان و کتب امری

حبیب الله مهتدی
شهدای ایران - شرح حال

از ترجمه ی دستخطّ مورّخ ۳۱ اکتبر ۱۹۸۶:

 

« اخیراً اخبار نگران کننده ای به این مشتاقان واصل گردیده که مطابق آن دو نفس دیگر از اهل بها در ایران به قتل رسیده اند… .

جناب حبیب الله مهتدی که هفتاد سال از عمرشان سپری می شد، افسر باز نشسته ی ارتش و فارغ التّحصیل دانشکده ی حقوق بودند. ایشان که در دوره ی انقلاب از کشور خارج بودند، بعد از انقلاب جهت تصرّف دارایی خود و ممانعت از مصادره ی آن به ایران بازگشتند. امّا پس از فروش یکی از املاک خود فی الفور دستگیر شدند و عایدات فروش ملک از ایشان اخذ گردید. جناب مهتدی به مدّت پنج سال زندانی گردیدند و کلیّه ی دارایی بعداً مصادره شد. پس از استخلاص از زندان جهت اعاده ی تصرّف در اموالی که بیدادگرانه مصادره شده بود، قضیه را با تماس با اولیای امور دنبال می نمودند. جناب مهتدی در روز پنجم شهریور ماه ۱۳۶۵ با ضربه ای که به سر ایشان وارد شده بود آناً به قتل رسیدند… .

ظاهراً اعمالی مشابه، توسّط افراد متعصّبی که به علّت عدم اقدامات حکومت، جرئت یافته اند ارتکاب می شود. این افراد مطمئنند که اگر هم خیانتی مشکوف گردد، هیچ مسلمانی برای ارتکاب جنایت علیه یک بهائی در برابر قانون مجازات نخواهد شد.»

 

بیت العدل اعظم الهی

 

 

جناب حبیب الله مهتدی، فرزند آقای حسن مهتدی، در سال ۱۲۹۵ در خانواده ای اصیل و مؤمن در طهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسّطه را در مدرسه ی تربیت به اتمام رساند و در تمام طول تحصیل شاگرد ممتاز بود و رتبه ی اوّل را حائز گردید. تحصیلات عالی خود را در رشته های حقوق قضائی، حقوق اقتصادی و حقوق سیاسی در دانشگاه طهران به انجام رساند و فارغ التّحصیل شد. در جوانی وارد ارتش در قسمت نیروی هوایی گردید. به خاطر هوش و ذکاوتی که داشت خیلی به سرعت درجات ارتشی را طی نمود. در سی و شش سالگی به درجه ی سرهنگی رسید و خیلی زود دریافت که برای کارهای پر تحرّک تری ساخته شده. در همان سنین از ارتش کناره گرفت و به کارهای آبادانی و مقاطعه کاری پرداخت و در این زمینه کاملاً موفّق بود. زندگی او سراسر ایثار، از خود گذشتگی و فداکاری بود. کمتر کسی دیده می شد که او را بشناسد و مفتون تواضع و بی ریایی او نگردد. در هیچ موردی تظاهر نمی کرد. ایمانی قوی در قلبش نهفته داشت. به وطن مألوف، ایران عزیز که وطن جمال مبارک است، عشقی سرشار می ورزید تا به حدّی که نامی که برای شرکت مقاطعه کاری خود انتخاب کرده بود « تاکر » بود. هرگز نمی خواست که ایران را رها کند تا بالاخره بعد از انقلاب ۱۳۵۸ و تغییر و تحوّلات اخیر راضی نشد که دائماً در آمریکا زندگی نماید. برای ملاقات خانواده در سال ۱۳۵۹ به آمریکا آمد ولی تصمیم گرفت که به ایران برگردد و پس از سر و صورت دادن کارهایش برای همیشه در آمریکا اقامت نماید. بالاخره در تاریخ دوازدهم اردیبهشت ۱۳۶۰ (دوم می ۱۹۸۱) از طرف دولت جمهوری اسلامی بازداشت گردید و مدّت چهار سال و نیم در زندان های ایران گرفتار بود، تا بالاخره در روز ششم آبان ماه ۱۳۶۴ (بیست و هشتم اکتبر ۱۹۸۵) از زندان آزاد گردید، ولی دیری نپایید یعنی پس از ده ماه در روز پنچم شهریور ماه ۱۳۶۵ (بیست و هفتم آگست ۱۹۸۶) ساعت سه و نیم بعدازظهر در خیابان به طور ناجوانمردانه به قتل رسید.

 

 

مأخذ: دارالانشای بیت العدل اعظم الهی.

منبع: پروازها و یادگارها، صفحه ۲۰۴، تألیف ماه مهر گلستانه.

دانلود با فرمت PDF