مترجم سایت

English Arabic Bulgarian Chinese (Traditional) French German Hindi Italian Japanese Korean Norwegian Polish Portuguese Russian Spanish Swedish Turkish Persian

شهدای بهائی ایران

ابوالفضائل گلپایگانی

نورانیه یارشاطر
شهدای ایران - شرح حال

با تو چندان وفا کنم صنما                                               که جهان را وفا بیاموزم

شمس الدّین جوینی

 

شهید نورانیه یارشاطر که در طهران در تابستان 1360 شمسی (1981 میلادی) گرفتار جمعی خونخوار شد و به وضع فجیعی در دست دشمنان جان داد، سومین فرزند مرحوم میرزا هاشم یارشاطر و روحانیه خانم میثاقیه بود. پدر و مادر وی از مبلّغین و خادمین مخصوص امر در اواخر دوره ی میثاق و اوایل دوره ی ولایت امر حضرت شوقی ربّانی بودند و در کاشان و همدان و کرمانشاه و طهران اوقات عزیز را صرف تعلیم و تربیت اطفال و تبلیغ نفوس مستعد می نمودند. جناب یار شاطر و روحانیه خانم حضور حضرت عبدالبهاء مشرّف شدند و لقب « یارشاطر » به ایشان عنایت گشت. در این سفر روحانیه خانم مورد عنایت خاصّه ی حضرت ورقه ی علیا قرار گرفته، مدّت نه ماه در ارض اقدس اجازه ی تشرّف یافتند و ورقه ی مبارکه ی علیا او را که لحنی خوش داشت « بلبل ارض اقدس » می خواندند.

جناب یارشاطر یکی از برادران خواجه ربیع، شخصیت بارز و خادم کاشان، و شهید یعقوب متّحده، نخستین قربانی امر از ابنای خلیل بود و از تعلیم و تدریس امرار معاش می کرد. خدمات تبلیغی او در همدان موجب اقبال نفوس کثیری، از جمله مرحوم اسحق انور شد که به نوبه ی خود برادران و خواهران خود را در ظلّ امر وارد ساخت. روحانیه خانم نیز شیدایی خدمت به آستان مبارک بود و تربیت نونهالان مخصوصاً تعلیم مناجات و سرودهای امری را وجهه ی همّت خود داشت.

متأسّفانه روحانیه خانم در طهران در سال 1312 شمسی (1933 میلادی) پس از بیماری شدیدی، چشم از جهان فروبست و در پی او جناب یار شاطر در سال بعد به عالم باقی شتافت. از چهار فرزند آن دو وجود فرشته خصال، نورانیه و برادر کوچکترش تحت سرپرستی مادر بزرگ خود، مرحوم جهان خانم میثاقیه، قرار گرفتند و در طهران به تحصیل در مدرسه ی تربیت و سپس مدارس دیگر ادامه دادند.

نورانیه (که مایل بود نورا خوانده شود) مانند والدین خود استعداد و هوشی سرشار و حافظه و قریحه ای قابل تحسین داشت، و به خصوص در کلاس های امری شاگردی ممتاز و در تلاوت مناجات و سرود و بیان خطابه مورد توجّه و تشویق معلّمان و سرپرستان خود بود. وی که در سال 1301 شمسی (1922 میلادی) در همدان تولّد یافته بود، در آغاز جوانی به ازدواج جناب روح الله متوجّه در آمد، و پس از چندی در شروع نقشه ی 45 ماهه ی مهاجرتی ایران، عائله ی آنان به اتّفاق جمعی دیگر از یاران به عراق عرب توجّه نمود. این هجرت گروهی از اتباع ایرانی به عراق، که در زمانی کوتاه صورت گرفت، موافق طبع اولیای آن دولت قرار نگرفت و چندی نگذشت که اجازه ی اقامت همه ی مهاجرین لغو شد.

پس از چند سال اقامت در ایران نورانیه و جناب متوجّه و دو پسرشان جمشید و امید در طی نقشه ی ده ساله به ترکیه مهاجرت و سپس به آلمان توجّه نمودند. متأسّفانه این ازدواج به جدایی منتهی شد و نورانیه به انگلستان رفته چند سالی به تحصیل زبان پرداخت. وی پس از بازگشت به ایران در بنگاه ترجمه و نشر کتاب وابسته به بنیاد پهلوی مشغول به کار شد.

نورانیه به ادبیات فارسی و مخصوصاً سبک الواح و آثار حضرت عبدالبهاء علاقه ی خاصّی داشت و اوقات فراغت را به جمع آوری اشعار خوب و امثال و حکم می گذرانید. وی از دیدار و مکاتبه با اساتید و ناشرین نفحات الله لذّت می برد و در اواخر حیات از دوستانی که حضور حضرت عبدالبهاء مشرّف شده بودند دعوت می کرد تا خاطرات تشرّف خود را در محافل ملاقاتی بیان کنند.

آن شهید غیور در سال 1968 با علاقه ی خاصّی به کنفرانس پالرمو رفت و در اجرای برخی از برنامه های آن شرکت نمود. مشارالیها در سال های اخیر حیات خود نطق های تشویق آمیز و مفیدی در جلسات الفت و محافل ملاقاتی ایراد می کرد . قتل فجیع او موجب حیرت و تأثّر شدید خویشان و دوستان وی گردید.

 

نوشته ی جناب آقای دکتر سیروس توفیق.

پروازها و یادگارها، صفحه 56، تألیف ماه مهر گلستانه.

دانلود با فرمت PDF