علیمراد داوودی
ابوالقاسم فیضی
رحمت الله مهاجر
شهدای بهائی ایران
ابوالفضائل گلپایگانی
حیدرعلی اصفهانی
مری ماکسول (روحیه خانم)
نویسندگان و کتب امری
| منوچهر خاضعی |
| شهدای ایران - شرح حال |
|
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق - - - ثبت است در جریده ی عالم دوام ما سعدی تو را ای نوجوان از چیست این سان خفته و خاموش می بینم، و آن دریای جوشان پر از موج و تلاطم را چنین خاموش، خالی از خروش و جوش می بینم، چه شد آن شور و مستی ها؟ چه شد آن شور و مستی ها؟ به یادت هست آن دوران پرغوغا؟ - در عصر جانبازان که خون گرم در رگ ها همی جوشید، و جام عشق لبریز از بلاها بود، و تو رقصان و شمع آجین در بحر شهادت غوطه ور بودی، چه شد آن شور و مستی ها؟ چه شد آن شور و مستی ها؟ به یادت هست آن هنگامه ی زنجان؟ به یادت هست آن جانبازی تبریز؟ به یادت هست کز خون شهیدان خاک رنگین بود؟ و سرهای عزیزان بر سر دروازه ها بر نیزه ها رقصان... چه شد آن شور و مستی ها؟ چه شد آن شور و مستی ها؟ (منوچهر خاضعی) جناب منوچهر خاضعی، فرزند ارشد جناب حسین خاضعی و سرکار خانم گوهرتاج زهرایی، در سال 1305 شمسی در قزوین متولّد گردید. الواح متعدّده از جمال قدم و حضرت عبدالبهاء و ولیّ محبوب امرالله به افتخار فامیل پدری و مادری ایشان عزّ نزول یافته است. دوران کودکی و جوانی ایشان در شهر قزوین در میان خانواده ای مؤمن و جامعه ای مملو از خادمین و مؤمنین سپری گردید. لهذا ایشان از خرمن وجود آن قدما که هریک جایی در تاریخ امر مبارک دارند، خوشه ها چید؛ مخصوصاً از محضر جناب فیضی و جناب فاضل مازندرانی فیض فراوان برد. از همان اوان جوانی خدمت به امر مبارک را وجهه ی همّت خویش قرار داد، به دهات اطراف قزوین مرتباً سفر نمود و موجب تشویق احبّا گردید. در همان موقع، سرودن شعر را شروع کرد. مقارن جنگ دوم جهانی، شاگردان جناب فیضی رسم وفا بجا آورده تحصیل را موقّتاً رها کرده به نقاط لازم المهاجره ی دور و نزدیک هجرت نمودند. جناب خاضعی به تاکستان قزوین عزیمت نمود و موفّق به تشکیل محفل روحانی آن نقطه گردید. مقارن با اختتام جنگ، ایشان در شرکت نفت آبادان استخدام شد و بعداً در اکثر شهرهای خوزستان به خدمت شرکت نفت مشغول گردید. تمام این نقاط در آن زمان محلّ مهاجرتی محسوب می شد و بالطّبع ایشان با عشق و علاقه در این مناطق مصدر خدماتی شایسته بود. در سال 1331 ازدواج کرد و ثمره ی این ازدواج سه پسر است. در حین خدمت در شرکت نفت به ادامه ی تحصیل پرداخت و موفّق به اخذ لیسانس علوم اداری گردید. بعد از بازنشسته شدن مدّتی به طهران رفت و سپس در تبریز ساکن شد و مشغول کار و خدمت گردید. با نهایت خلوص و صمیمیت به هر نوع خدمتی که از طرف محفل روحانی به ایشان رجوع می شد، می پرداخت تا اینکه در سال 1358 به عضویت محفل روحانی تبریز انتخاب شد و در آبان ماه همان سال به عنوان امین صندوق مفتخر گردید. در تاریخ دوم اردیبهشت ماه 1359 در جلسه ای که برای کمک به معلّمین بهائی اخراجی تشکیل شده بود شرکت کرد و به همراه چند تن از احبّا دستگیر و زندانی شد. پس از تحمّل مشقّات فراوان در زندان تبریز در هفتم مرداد ماه 1360 به شهادت رسید. منوچهر خاضعی فردی رؤوف، مهربان و بزرگوار و بخشنده بود. یادش ابدی است، ذکرش سرمدی است و نقشش همیشه بر صفحه ی دل ماندنی است.
اقتباس و تلخیص از نوشته ی فامیل خاضعی.
پروازها و یادگارها، صفحه 83، تألیف ماه مهر گلستانه. |